تیتراژ سریال پهلوانان نمی میرند

تیتراژ سریال پهلوانان نمی میرند با صدای محمد اصفهانی و ساخته مرحوم استاد بابک بیات.
تیتراژ سریال پهلوانان نمی میرند
.: تیتراژ ابتدایی بدون کلام سریال پهلوانان نمی میرند
:.
صوتی: 
لینک دانلود مستقیم | لینک کمکی | لینک کمکی
———-
.: تیتراژ ابتدایی سریال پهلوانان نمی میرند با صدای محمد اصفهانی  :.
صوتی: لینک دانلود مستقیم | لینک کمکی لینک کمکی
————
پهلوانان نمی‌میرند مجموعه‌ای تلویزیونی به کارگردانی حسن فتحی ساخته سال ۱۳۷۶ است که از شبکه دوم ایران پخش شده‌است.این سریال داستانی در زمان قاجار را روایت می‌کند که در شهری که پهلوانان ورزش باستانی مورد اعتماد و احترام همه مردم بودند ناگهان پهلوان اول شهر به قتل می‌رسد.
سریال تلویزیونی پهلوانان نمی‌میرند تصویرگر زمان گذشته است. زمانی که هر پهلوان و ورزشکار مسلمان زاده در نزد دیگری صاحب ارج و قرب خاصی است شهر در امن و امان و آرامش است و همه اهالی آن به یگانه پهلوان پینه دوز شهرشان عشق می‌ورزند، تا اینکه در دل سیاه شب، دست ناآشنا و چهره پوشیده با قداره، جان عزیزی را به شیوه‌ی نامردان می‌گیرد از فردای آن شب شهر….
مجموعه‌ی داستانی پهلوانان نمی‌میرند به همت حسن بشکوفه در گروه فیلم و سریال شبکه دو سیما تهیه شده است که تاکنون مجموعه‌هایی چون «شب دهم» و «روشن تر از خاموش» را با همکاری حسن فتحی بر روی آنتن برده است.
بازیگران: کتایون ریاحی، جمشید مشایخی، فخری خوروش و … ایفای نقش کرده‌اند
دیگر عوامل: کارگردان: حسن فتحی /  نویسنده: حسن فتحی، اعظم بروجردی / فیلمبردار: اکبر عنبری، احمد فرهادی، محمد عسگری جعفرآبادی / نورپرداز: حمید احمدی لاری / گریم: عبدالله اسکندری / طراح دکور: احمدرضا حسن پور گلریز / طراح لباس: احمدرضا حسن پور گلریز / صدا: محمدحسین ذاکری / تدوین: داریوش آشوری، مژده قاجاریه
——–
متن ترانه : (موجود در فایل صوتی)
ای عاشقان ای عاشقان هنگام کوچ است از جهان
درگوش جانم می رسد طبل رحیل از آسمان
این بانگها از پیش و پس بانگ رحیل است و جرس
هر لحظه ای نفس و نفس سر می کشد درلا مکان
زین شمع های سرنگون زین پرده های نیلگون
خلقی عجب آید برون تا غیبها گردد عیان
زین چرخ دولابی ترا آمدگران خوابی ترا
فریاد از این عمر سبک زنهار از این خواب گران
ایدل سوی دلدار شو ای یار سوی یار شو
ای پاسبان بیدار شو خفته نشاید پاسبان
هرسوی شمع و مشعله هرسوی بانگ و مشغله
کامشب جهان حامله زاید جهان جاودان
تو گل بدی و دل شدی جاهل بدی عاقل شدی
آنکو کشیدت اینچنین آنسو کشاند کهکشان
درکف ندارم.سنگ من باکس ندارم جنگ من
با کس نگیرم تنگ من زیرا خوشم چون گلستان
پس خشم من زان سربود وز عالم دیگر بود
اینسوجهان آنسو جهان بنشسته من بر آستان
—–

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *